counter create hit
مطالب مرتبط:

عکس: بازیگر سینما و تلویزیون مهمان امشب «دورهمی»

ساعت: 11:30 منتشر شده در مورخ: 1396/12/03 شناسه خبر: 1317516 میترا حجار بازیگر سینما و تلویزیون امشب مهمان ...

«جوکر» فیلم «اسکورسیزی» معرفی شد

«جوکر» فیلم «اسکورسیزی» معرفی شد

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : «هواکین فینکس» بازیگر آمریکایی؛ نقش «جوکر» را در فیلم جدیدی که «مارتین اسکورسیزی» تهیه می‌کند، ایفا خواهد کرد. به گزارش ایسنا، «گاردین» نوشت: «هواکین فینکس» بازیگر نامزد اسکاری که در فیلم‌ها ...

پخش اختتامیه جشنواره فیلم فجر از ۳ شبکه

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : مراسم اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر علاوه بر شبکه نمایش، از آی‌فیلم هم زنده پخش می‌شود. رادیو ایران هم قرار است این مراسم را زنده پخش کند. به گزارش ایسنا، پخش زنده مراسم اختتامیه سی و ششمین ج ...

متهم شدن ۲ نویسنده آمریکایی به آزار جنسی

متهم شدن ۲ نویسنده آمریکایی به آزار جنسی

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : دو نویسنده مطرح آمریکایی حوزه ادبیات کودک و نوجوان به آزار جنسی متهم شدند. به گزارش ایسنا، «گاردین» نوشت: «جیمز دشنر» نویسنده رمان «دونده مارپیچ» و «جی آشر» نویسنده کتاب «۱۳ دلیل برای ا ...

ستاره برنده اسکار در فیلم خاطرات مجری معروف

لوپیتا نیونگ‌او، بازیگر برنده جایزه اسکار که در حال حاضر در فیلم پرفروش و رکوردشکن «پلنگ سیاه» کمپانی‌های دیزنی و و مارول نقش ناکیا را بازی می‌کند، قراردادی امضا کرده تا در فیلم «جنایت زاده‌شده» نقش‌آفرینی کند. به نقل از ددلاین، این فیلم اقتباسی س ...

فیلم | درگیری لیلا حاتمی و حسن معجونی در فیلم «خوک»

  Video/Audio Link     به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، تازه ترین صحنه از فیلم سینمایی «خوک» ساخته مانی حقیقی با بازی لیلا حاتمی و حسن معجونی منتشر شد.  این فیلم که در بخش رقابتی جشنواره برلین حضو ...

علی نصیریان: در بازیگری تقلید نمی کنم

علی نصیریان: در بازیگری تقلید نمی کنم

علی نصیریان که این اواخر با بازی در سریال «شهرزاد» توانست یکی دیگر از نقش های ماندگارش را ایفا کند، سال ۹۴ گفت و گویی پیرامون بازی در این مجموعه داشته که بخشی از آن را در ادامه می خوانید:   وی درباره شخصیت بزرگ آقا در این مجموعه گ ...

خداحافظی ترانه علیدوستی با «شهرزاد»

خداحافظی ترانه علیدوستی با «شهرزاد»

خبرآنلاین: ترانه علیدوستی با انتشار فیلمی در اینستاگرام از خداحافظی اش با سریال «شهرزاد» خبر داد. ترانه علیدوستی با انتشار فیلمی از نحوه گریمش برای نقش شهرزاد در سریالی با همین نام در اینستاگرام، نوشت: «شهرزادم، خداحافظ.» فصل سوم سریال «شهر ...

شبکه ملی اطلاعات نمی گوید مدام همه چیز را ببندیم!/ وام دردی از استارت آپ ها دوا نمی کند

شبکه ملی اطلاعات نمی گوید مدام همه چیز را ببندیم!/ وام دردی از استارت آپ ها دوا نمی کند

به نظر می رسد انتخاب جهرمی به عنوان وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات بیش از همه می تواند فرصتی باشد برای جوانان و صاحبان کسب وکارهای نوپا که با استفاده از نگاه مثبت وی به این حوزه، فعالیتشان را گسترش دهند چراکه آذری جهرمی خود از نسل بچه های دهه ش ...

عکس/ لیلا حاتمی و مانی حقیقی پشت صحنه مراسم نمایش فیلم در برلین

کد خبر: ۳۹۵۰۰۶ تاریخ انتشار: ۵۷ : ۰۷ - ۰۴ اسفند ۱۳۹۶

دریا؛ صحنه رویارویی آینده بین حزب الله و رژیم صهیونیستی

دریا؛ صحنه رویارویی آینده بین حزب الله و رژیم صهیونیستی

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری به نقل از روزنامه رای الیوم، عبدالباری عطوان  سردبیر این روزنامه با اشاره به خوشحالی بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم اسرائیل از معامله گازی با مصر، نوشت: با توجه به اظهارات اخیر سید حسن نصرالله دبی ...

روسری بر چوب؛ پلیس با این دختران چه کند؟

عصرایران نوشت: دختر می پرسد: جرم من چیست؟ مأمور یا فرماندۀ پلیس می‌گوید: اخلال در نظم عمومی. دختر می‌پرسد: اختلال؟ پلیس می‌گوید: اختلال، نه! اخلال. به یاد فیلم وودی آلن می‌افتم و صحنه سرقت از بانک که برسر کلمه تپانچه یا کمانچه بحث می‌کنند! طی 24 ...

اسامی برندگان طوبی زرین اعلام شد

خبرگزاری تسنیم: مراسم اختتامیه دهمین جشنواره بین‌المللی هنرهای تجسمی فجر با حضور سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، سیدمجتبی حسینی معاون امور هنری وزارت ارشاد، مجید ملانوروزی مدیرکل مرکز هنرهای تجسمی وزا ...

نقد و بررسی فیلم "یک بمب ... داستان عشق"; بمباران به دهه شصت

نقد فیلم «بمب؛ یک عاشقانه»؛ بمباران نوستالوژی های دهه شصت

خطر لو رفتن داستان فیلم و جذابیت از ایرج (B. S.) و میترا (لیلا حاتمی) و میراث فرهنگی است که در تهران سال 66 در وسط مقدار از آنها دچار سرما و او عصبانی بود." آن آن را دانلود کنید پس از پایان بود که حتی پس از شنیدن صدای آژیر قرمز به پناهگاه. و چیزی برای از دست دادن. یکی از شاگردان ایرج , عشق دختر همسایه... با توجه به آنچه که در تعریف سینما دیده می شود به مطبوعات قبل از "بمب" "برف روی کاج ها" و انتظار چنین فیلم اتفاق می افتد نه با آدم عکس ها و تصاویر من. معادی علاقه خود را به درام نامه انزال عمدتا علاقه فردیت خود را مبهم نشان می دهد در حال حاضر با دومین اثبات نمی شود مجذوب یک فیلم است. اما چنین سینمایی آنچه مورد نیاز است ؟ آیا صرف یک فضاسازی قدرتمند می تواند اتمسفر بسازد و بار کمبودهای روایی را به دوش بکشد؟داستان «بمب» در سال 66 می گذرد. برای تصویر کردن تهران آن روزها چه چیزهایی نیاز است؟ آیا باید تصویرگر یک دهه 60 واقعی باشیم و یا چون آثاری مثل «نهنگ عنبر» برداشتی فانتزی و دست چین شده از دهه شصت داشته باشیم؟ آیا «بمب» اشتباهات «آباجان» را تکرار نکرده است؟برای روشن تر شدن ماجرا ارجاعتان می‌دهم به اولین سکانس خارجی «بمب»؛ جایی که لیلا حاتمی از خیابان می گذرد، در قاب چه چیزهایی می‌بینیم؟ یک باجه تلفن زرد رنگ، یک خانم با مانتویی بلند، زنی چادری با زنبیل قرمز، دوربینی که با فیلتری زرد رنگ کمی تصویر را نوستالوژیک کرده، یک آرایشگاه که با فونتی مخصوص دکان های آن دهه قرار است فضا ساز باشد، پیکان و.. در «بمب» انباشت عناصر و اشیای آن دهه در هر نمای خارجی احساس چیدمانی مصنوعی به بیننده می‌دهد. همان کاری که هاتف علیمردانی در «آباجان» کرده بود و به درستی نقد شده بود. اگر در «نهنگ عنبر»، سامان مقدم این همه عناصر را کنار هم می چیند، ساختار فیلم این اجازه را می دهد.آن جا با یک کمدی طرف هستیم که عناصر را در خدمت خلق موقعیت می گیرد و قرار نیست اتمسفر دراماتیکی ایجاد شود. برخلاف «بمب» که نسبتش با رئالیسم خیلی مستقیم‌تر است، اینجا که قرار نیست فانتزی ببینیم.در چنین فضایی دیدن پوستر «خانه دوست کجاست» کیارستمی، نوار کاست، صف نفت و گالن هایی که با هم بالا می آیند، گرچه که همه اش خاطره انگیز است اما خلاف یک رویه رئالیستی است. از همین جهات «بمب» حتی برخلاف نظر عده‌ای در فضا سازی هم موفق نیست و دائما تلاش (در واقع زور زدن هایش) یک کارگردان را پشت تک تک سکانس هایش می بینیم و این گونه بازنمایی فیلم واقعی به نظر نمی رسد.    از فضا سازی که بگذریم به روایت می رسیم؛ روایتی که در سه مکان به موازات پیش می‌رود. یکی خانه‌ی میترا و ایرج است، یکی مدرسه است و دیگری هم زیرزمین یا همان پناهگاه. روایت ها در این سه فضا باید هم‌افزایی داشته باشند و همدیگر را پیش ببرند یعنی اگر سردی ایرج و میترا در خانه می بینیم با سکانسی همسان در مدرسه به ازای آن عصبیتی را در مدرسه از سمت ایرج ببینیم (اتفاقی که به اندازه نمی‌افتد) و البته باز هم در پناهگاه عشق نوجوان‌های داستان را هم در جهت تقویت عشق اصلی داستان ببینیم. اتفاقی که نیفتاده و فیلمی که بر مبنای یک خرده پیرنگ است این گونه کش آمده.شاید در سینمای اروپای شرقی و یا حتی در آثار بیگله جیلان و هانکه این تم روایی موفق است، اما وجه اشتراک همه‌ی آن‌ها خط روایی پیش‌برنده و محرک است و در عین حال همگن بودن فضاهای متفاوت داستانی و یا همان خرده روایت هاست. در «بمب» اما فضاها همگن نیست . تفاوت «بمب» با آثاری که احتمالا کعبه آمال دنیای فیلمسازی معادی است، یکی خط فقیر داستانی و دوم چند پارگی است. سه فضای فیلم «بمب» در واقع از هم گسسته شده است، خاصه آن که مثلا در مدرسه با یک فضای گوتیک (کمدی سیاه) مواجهیم. تیپ سیامک انصاری و آن همه تاکید بر سخنرانی‌های سر صف و گیر و گورهایش به دیوارنویسی‌ها است که با شعارهایی ایدئولوژیک (مرگ بر آمریکا، اسرائیل، انگلیس) ایجاد شده، همه شاید نگاه محترمی پشتش داشته باشد اما در روایت جای نگرفته، چون دقایقی بعد در کنار یک ملودرام سردگم و در خانه میترا و ایرج قرار می گیرد و بعد در کنار پناهگاهی که دوربینش مستند است. مخاطب سه لحن را به فاصله کم در کنار هضم نمی کند .مدرسه کمدی دارد کمدی سیاه، پناه‌گاه رئالیته ترین وجه ماجراست و میزانسن‌های محترمی هم دارد، خانه هم که رهاترین بخش داستان است.    به عبارتی میشد از فضاسازی مصنوع فیلم و از داستان فقیر فیلم گذشت و دلخوش به تازگی‌های احتمالی‌اش شد، اما حتی عشق نوجوان‌های فیلم را هم خیلی بکرتر در «درخت گلابی» دیده بودیم، فضای دهه شصت را هم در «سیانور»، «نهنگ عنبر»، «آباجان». دیالوگ‌بازی های میترا و ایرج را هم در «ایتالیا ایتالیا» دیده بودیم و اغراق‌های مدیر مدرسه را هم در بیشمار تئاترها و کمدی‌ها. چه بد که هیچکدام این‌ها تازه نیست. معادی حتما می داند تب نوستالوژی چندین سال است که باب شده و خیلی از عناصرش خرج شده. «بمب» نمی تواند نوستالوژی را ابزار حرف‌های قشنگش کند و حرف‌های قشنگ در غیبت داستان مقهور اشیا می شوند.فضا سازی که آن و روایت هم که این! می دهد فیلمی که خیلی خوشبینانه در نهایت معمولی است. هر چند که اهمیت گفت و گو و عشق را یادمان بیاورد. هر چند که دغدغه‌های خوبی داشته باشد و لابه لای نوستالوژی بازی‌هایش بخواهد خشونت جنگ و دهه 60 را یادمان بیاورد، موسیقی خوب، طراحی لباس خوب، ایده هایی چون کراوات بستن در خیابان، گیلکی خواندن آن معلم مدرسه و بیم ها و امیدها و تخته نرد در پناهگاه، همه محترم و قابل ستایش است اما ضعف‌های «بمب» را پوشش نمی‌دهد، گو این که کسی برای دیدن چند ایده درخشان یک فیلم نمی‌بیند مثل همان‌هایی که برای یک دکمه کت نمی خرند.